غزل شمارهٔ ۱۷۳۰

چه روز باشد کاین جسم و رسم بنوردیم

میان مجلس جان حلقه حلقه می گردیم

همی‌خوریم می جان به حضرت سلطان

چنانک بی‌لب و ساغر نخست می خوردیم

خراب و مست به ساقی جان همی‌گوییم

برآر دست که ما دست‌ها برآوردیم

بیار نقل که ما نقل کرده‌ایم این سو

بیار باده احمر که زار و رخ زردیم