غزل شمارهٔ ۱۷۳۴
سماع چیست ز پنهانیان دل پیغام
دل غریب بیابد ز نامه شان آرام
شکفته گردد از این باد شاخههای خرد
گشاده گردد از این زخمه در وجود مسام
سحر رسد ز ندای خروس روحانی
ظفر رسد ز صدای نقاره بهرام
عصیر جان به خم جسم تیر می انداخت
چو دف شنید برآرد کفی نشان قوام