غزل شمارهٔ ۱۵۳۸

بر آستان تو تا جبهه نقش پا نشود

حق نیاز به این سجده‌ها ادا نشود

ز تیر‌ه بختی خود میل در نظر دارد

به خاک پای تو هر دیده‌ای که وانشود

چه ممکن است که در بوتهٔ گداز وفا

د‌ل آب گردد و جام جهان‌نما نشود

برون سایهٔ‌گل خوابگاه شبنم نیست

سرم به پای بتان خاک شد چرا نشود