غزل شمارهٔ ۱۵۵۳

دل چو آزاد از تعلق شد منور می‌شود

قطره ای کز موج دامن چید گوهر می‌شود

گرد هستی عقدهٔ پرواز عالی فطرتی‌ست

از حجاب دود خویش این شعله اخگر می ‌شود

ای‌ که از لطف حقیقت آگهی خاموش باش

یک سخن هم ‌کز دو لب خیزد مکرر می‌شود

در خموشی بس حلاوتهاست از نی کن قیاس

چون نوا در دل‌ گره‌ گردید شکر می‌شود