غزل شمارهٔ ۱۵۵۵

هرکجا عبرت به درس وعظ رهبر می‌شود

صورت پست و بلند دهر منبر می‌شود

چشم حرص افزود مقدار جهان مختصر

همچو اعداد اقل کز صفر اکثر می‌شود

غیر آغوش فنا سرمنزل آرام نیست

کشتی ما را همان‌گرداب‌، لنگر می شود

در محبت بیش از این ناکام نتوان زیستن

ازگداز آرزوها زندگی تر می‌شود