غزل شمارهٔ ۱۷۳۹

زهی حلاوت پنهان در این خلای شکم

مثال چنگ بود آدمی نه بیش و نه کم

چنانک گر شکم چنگ پر شود مثلا

نه ناله آید از آن چنگ پر نه زیر و نه بم

اگر ز روزه بسوزد دماغ و اشکم تو

ز سوز ناله برآید ز سینه‌ات هر دم

هزار پرده بسوزی به هر دمی زان سوز

هزار پایه برآری به همت و به قدم