غزل شمارهٔ ۱۵۸۹

دل در جسد شبهه عبارت چه نماید

آیینهٔ روشن شب تارت چه نماید

خورشیدی و یک ذره نسنجید یقینت

هستی به توز‌بن بیش عبارت چه نماید

زحمت مکش از هیأت افلا‌ک و نجومش

اندیشهٔ تصویر به خارت چه نماید

عالم همه نقش پر طاووس خیال است

اینجا دگر از رنگ بهارت چه نماید