غزل شمارهٔ ۱۷۴۳
اگر چه ما نه خروس و نه ماکیان داریم
ز بیضه سر کن و بنگر که ما کیان داریم
به آفتاب حقایق به هر سحر گوییم
تو جمله جانی و ما از تو نیم جان داریم
گر از صفات تو نتوان نشان نمود ولی
ز بینشانی اوصاف او نشان داریم
دل چو شبنم ما را به بحر بازرسان
که دم به دم ز غریبی دو صد زیان داریم