غزل شمارهٔ ۱۶۰۴
توان اگر همه دوران آسمان گردید
بهگرد خواهش یک دل نمیتوانگردید
جه حرصها که نشد جمع تا به خود چیدیم
هوس متاعی ما عاقبت دکانگردید
غبار وادی وهم اینقدر هجوم نداشت
نگه به هرزهدریها زد و جهانگردید
دلی به دست تو افتاد مفت شوخیها
به روی آینه صد رنگ میتوانگردید