غزل شمارهٔ ۱۶۰۶
دوستان از منش دعا مبرید
زندهام نامم از حیا مبرید
خاک من دارد انفعال غبار
کاش بادم برد شما مبرید
خون من تیره شد زافسردن
شبخون برسرحنا مبرید
میگدازم ز خجلت نگهش
هرکجا او بود مرا مبرید
دوستان از منش دعا مبرید
زندهام نامم از حیا مبرید
خاک من دارد انفعال غبار
کاش بادم برد شما مبرید
خون من تیره شد زافسردن
شبخون برسرحنا مبرید
میگدازم ز خجلت نگهش
هرکجا او بود مرا مبرید