غزل شمارهٔ ۱۶۱۱

تا دل به ساز زمزمه‌دار دوا رسید

هرجا دلی شکست به‌گوشم صدا رسید

هرجا به یاد سرو تو اندیشه وارسید

از دل صدای‌ کوکوی قمری به ما رسید

حرف بلند کس نشنیده است زیر خاک

یارب چسان پیام تو درگوش ما رسید

آیینه از غبار خطت جلوهٔ صفاست

پر نور دیده‌ای‌که به این توتیا رسید