غزل شمارهٔ ۱۶۱۷

بنای حرص به معراج مدعا نرسید

گذشت از فلک اما به پشت پا نرسید

دماغ جاه به‌کیفیت حضور نساخت

به سربلندی این بامها هوا نرسید

نفس به فهم پیام ازل نکرد وفا

رسیده بود می اما دماغها نرسید

ندامت است چمن‌ساز نوبهار امید

چه رنگ بست به دستی‌که این حنا نرسید