غزل شمارهٔ ۱۶۳۱

بیدلان چند خیال گل و شمشاد کنید

خون شوید آن همه کزخود چمن ایجاد کنید

کو فضایی که توان نیم تپش بال افشاند

ای سیران قفس خدمت صیادکنید

ما هم از گلشن دیدار گلی می‌چیدیم

هرکجا آینه بینید ز ما یادکنید

یار را باید از آغوش نفس‌ کرد سراغ

آنقدر دور متازید که فریاد کنید