غزل شمارهٔ ۱۶۵۳

چه رسد ز نشئهٔ معنوی به دماغ بی‌حس بی‌خبر

ز پری پیامی اگر بری به دکان شیشه‌گران مبر

در اعتباری اگر زنی مگذر ز ساز فروتنی

که به‌کام حاصل مدعا به تلاش ریشه رسد ثمر

به وداع قافلهٔ هوس‌، دل جمع ناقه‌کش تو بس

نگذشته محمل موج‌کس‌، ز محیط جز به پل‌گهر

نگهی ‌که در چمن ادب‌، هوس انتظار چه عبرتی

چو سحر ز چاک دل آب ده‌، به‌ گلی ‌که خنده زند به سر