غزل شمارهٔ ۱۶۶۹

ای ابر! نی به باغ و نه در لاله‌زار بار

یادی ز اشک من‌ کن و درکوی یار بار

قامت به جهد، حلقه شد، اما چه فایده

ما را نداد دل به در اختیار بار

آیینهٔ وصال ندارد غبار وهم

بندد اگر ز کشور ما انتظار بار

از درد زه برآکه در این انجمن هنوز

ننهاده است حاملهٔ اعتبار بار