غزل شمارهٔ ۱۷۰۴

دل بیضهٔ طاووس خیال است به برگیر

یعنی نفسی چند توهم درته پرگیر

این صبح امیدی‌که طرب مایهٔ هستی‌ست

بادی به قفس فرض‌کن آهی به جگرگیر

اقبال به آتش همه یاس است ندامت

گرتاج به فرق تونهد دست به سرگیر

در محفل هستی منشین محو اقامت

خمیازه بهار است نفس‌، جام سحرگیر