غزل شمارهٔ ۱۷۵۴

آتشی از تو در دهان دارم

لیک صد مهر بر زبان دارم

دو جهان را کند یکی لقمه

شعله‌هایی که در نهان دارم

گر جهان جملگی فنا گردد

بی‌جهان ملک صد جهان دارم

کاروان‌ها که بار آن شکر است

من ز مصر عدم روان دارم