غزل شمارهٔ ۱۷۲۵

خون شد دل و ز اشک اثر می‌کشد هنوز

ساز آب‌گشت و نغمهٔ تر می‌کشد هنوز

حیرت به نقش صفحهٔ امکان قلم‌کشید

مژگان خمار زیر و زبر می‌کشد هنوز

خلقی در این جنونکدهٔ وهم‌، چون هلال

از سرگذشته تیغ و، سپر می‌کشد هنوز

جوش غبار کم نشد از خاک رفتگان

منزل رسیده رنج سفر می‌کشد هنوز