غزل شمارهٔ ۱۷۲۹

دارم دلی از داغ تمنای تو لبریز

چون‌ کاغذ آتش زده غربال شرربیز

چون شمع مپرسید ز سامان بهارم

سیلاب بنای خودم از رنگ عرق‌ریز

تحقیق ز صنعتگری وهم مبراست

ازهرچه در آینه نمایند بپرهیز

مرد طلبی از دل معذور حذرکن

زآن پیش که لنگت کند از آبله بگریز