غزل شمارهٔ ۱۷۳۲

ای بیخودی بر آینهٔ وهم رنگ ریز

یعنی غبار ما به سر نام و ننگ ریز

شور شکست‌شیشه‌در این‌بزم‌قلقل است

چندی به جام وهم شراب ترنگ ریز

موقوف‌ گریه نیست بساط بهار عجز

خونت نماند برجگر از چهره رنگ ریز

ای جستجو اگر هوس آرمیدنی‌ست

ما را بجای آبله در پای لنگ ریز