غزل شمارهٔ ۱۷۳۳

به دل ز مقصد موهوم خار خار مریز

در امید مزن خون انتظار مریز

مبند دل به هوای جهان بیحاصاا

ز جهل‌، تخم تعلق به شوره‌زار مریز

به یک دو اشک‌، غم ماتم‌که خواهی داشت

گل چراغ فضولی به هر مزار مریز

حدیث عشق سزاوار گوش زاهد نیست

زلال آب‌گهر در دهان مار مریز