غزل شمارهٔ ۱۷۴۰

زندگی محروم تکرارست و بس

چون شرر این جلوه یک بارست و بس

از عدم جویید صبح ای عاقلان

عالمی اینجا شب تارست و بس

از ضعیفی بر رخ تصویر ما

رنگ اگر گل می‌کند بارست و بس

غفلت ما پردهٔ بیگانگی‌ست

محرمان را غیر هم بارست و بس