غزل شمارهٔ ۱۷۵۹

دل به‌کام تست چندی خرمی اظهار باش

ساغری داری شکست رنگ را معمار باش

فیضها دارد سخن بر معنی باریک پیچ

گر دل آسوده خواهی عقدهٔ این نار باش

بر چه از وصلش به یکرنگی نیامیزد دلت

گر همه جان باشد از اندیشه‌اش بیزار باش

تا حضور چشم و مژگان یابی از هر خار وگل

چون نگه درهرکجا پا می‌نهی هموار باش