غزل شمارهٔ ۱۷۹۵

به هر بزمی که باشد جلوه فرما جوهرتیغش

به چشم زخم دلها سرمه‌گردد جوهرتیغش

زلال آبروها می‌زند موج از پر بسمل

به‌ کوثر سر فرو نارد تمنا پرور تیغش

ز رنگ خویش‌گردد پایمال برق نومیدی

کف خونی‌ که نگذارند برگرد سر تیغش

چو آن مصرع‌ که هرحرفش‌کشد تا معنی رنگین

به قصد خون من جوهر بود بال وپرتیغش