غزل شمارهٔ ۱۷۶۹

ای دل صافی دم ثابت قدم

جئت لکی تنذر خیر الامم

سر ننهی جز به اشارات دل

بر ورق عشق ازل چون قلم

از طرب باد تو و داد تو

رقص کنانیم چو شقه علم

رقص کنان خواجه کجا می روی

سوی گشایشگه عرصه عدم