غزل شمارهٔ ۱۷۷۰

آمد سرمست سحر دلبرم

بیخود و بنشست به مجلس برم

گرم شد و عربده آغاز کرد

گفت که تو نقشی و من آزرم

تو به دو پر می پری و من به صد

تو ز دو کس من ز دو صد خوشترم

گر چه فروتر بنشستم ز لطف

من ز حریفان به دو سر برترم