غزل شمارهٔ ۱۹۰۲

چو غنچه بسکه تپیدم ز وحشت دل تنگ

شکست بر رخ من آشیان طایر رنگ

صفای طبع به بخت سیاه باخته‌ایم

ز سایه آینهٔ ماهتاب ماست به زنگ

صدای پا نفروشد ز خویشتن رفتن

شکست رنگ نمی‌خواهد اعتبار ترنگ

ز یاس قامت پیری به آه ساخته‌ایم

کشیده‌ایم دلی درکمند گیسوی چنگ