غزل شمارهٔ ۱۹۶۹

زان بهار ناز حیرانم چه سامان کرده‌ام

چون ‌گل امشب تا گریبان‌ گل به دامان‌ کرده‌ام

بوی ‌گل می‌آید از کیفیت پرواز من

بال و پر رنگ از نوای عندلیبان ‌کرده‌ام

بی نشانی مشربی دارم‌ که مانند نگاه

آینه در دستم و تمثال پنهان کرده‌ام

نقش این نه شیشه‌ گر یادم نباشد گو مباش

سیر مینایی دگر در طاق نسیان کرده‌ام