غزل شمارهٔ ۱۹۹۰

برگ خودداری مجویید از دل دیوانه‌ام

ربشه‌ها دارد چو اشک از بیقراری دانه‌ام

قامت خم‌گشته بیش از حلقهٔ زنجیر نیست

غیر جنبش ناله نتوان یافتن در خانه‌ام

خاک دامنگیر دارد سرزمین بیخودی

سیل بی تشویش دامی نیست از ویرانه‌ام

دل ز دست شوخی وضع نفس خون می‌خورد

شمع دارد لرزه از یاد پر پروانه‌ام