غزل شمارهٔ ۲۰۰۱

تا کجا بوس کف پایت شود ارزانی‌ام

همچو موج آواره می‌گردد خط پیشانی‌ام

بال و پر گم کرده‌ام در آشیان بیخودی

چون دماغ عندلیب از بوی گل توفانی‌ام

در عدم هم داشت استغنای حسن بی نشان

چون شرار سنگ داغ چشمکی پنهانی‌ام

عالمی گم کرده‌ام در گرد تکرار نفس

نسخه‌ها بر باد داد این یک ورق گردانی‌ام