غزل شمارهٔ ۲۰۹۵

حیف سازت‌ که منش پردهٔ آهنگ شدم

چقدر ناز تو خون گشت که من رنگ شدم

بی تو از هستی من‌گر همه تمثال دمید

بر رخ آینه عرض عرق ننگ شدم

سرکشیهای شبابم خم پیری آورد

نوحه مفت است‌که بی‌سوختنم چنگ شدم

وحشتم نسخهٔ اجزای جهان برهم زد

ساز خون‌ گشت ز دردی‌ که من آهنگ شدم