غزل شمارهٔ ۲۲۰۰

از ضعف بسکه در همه جا دیر می‌رسم

تا پای خود چو شمع‌ به شبگیر می‌رسم

وهم علایق از همه سو رهزن دل است

پا درگل خیال به صد قیر می‌رسم

برنقش پای شمع تصور حنا مبند

من رنگها شکسته به تصویر می‌رسم

رنگ بنای صبح ز آب وگل فناست

بر باد می‌روم ‌که به تعمیر می‌رسم