غزل شمارهٔ ۲۲۰۸

تا می ز جام همت بد مست می‌کشم

جز دامن تو هر چه ‌کشم دست می‌کشم

عنقا شکار کس نشود گر چه همت است

خجلت ز معنیی‌که توان بست می‌کشم

قلاب امتحان نفس در کشاکش است

زین بحر عمرهاست همین شست می‌کشم

ممتاز نیست عجز و غرورم ز یکدگر

چون آبله سری‌ که‌ کشم پست می‌کشم