غزل شمارهٔ ۱۸۰۴

با آن سبک روحی گل وان لطف شه برگ سمن

چون او ببیند روی تو هر برگ او گردد سه من

ای گلشن تو زندگی وی زخم تو فرخندگی

وی بنده‌ات را بندگی بهتر ز ملک انجمن

گفتی که جان بخشم تو را نی نی بگو بکشم تو را

تا زنده‌ای باشم تو را چون شمع در گردن زدن

زاهد چه جوید رحم تو عاشق چه جوید زخم تو

آن مرده‌ای اندر قبا وین زنده‌ای اندر کفن