غزل شمارهٔ ۲۲۸۱

گاهی به ناله‌ گه به تپش ‌گرد می‌کنم

یعنی دل گداخته‌ام‌، درد می‌کنم

عمری‌ست‌ گرمی قدحش باده پرور است

شیری‌ که چون سحر به نفس سرد می‌کنم

محراب تیغ یار و من از سجده بی نصیب

گویا وضو به زهرهٔ نامرد می‌کنم

یارب مباد زحمت محمل‌کشان ناز

از پا فتاده نی که ره‌آورد می‌کنم