غزل شمارهٔ ۲۲۸۳

چیزی از خود هر قدم زیر قدم‌ گم می‌کنم

رفته رفته هر چه دارم چون قلم‌گم می‌کنم

بی‌نصیب معنی‌ام کز لفظ می‌جویم مراد

دل اگر پیدا شود دیر و حرم‌گم می‌کنم

ای هوس دود تعین بر دماغ من مپیچ

زیر این پرچم چو شمع آخر علم‌ گم می‌کنم

تشنه‌کام حرص می‌میرد قناعت تا ابد

یک عرق‌ گر از جبین شرم نم‌ گم می‌کنم