غزل شمارهٔ ۲۲۸۹
صفحهٔ هستی شرر تاراج آهی میکنم
یک نگه سیر چراغان جلوهگاهی میکنم
تا غبار من به ناز آسمانی پر زند
مشت خاکی هست نذر شاهراهی میکنم
آنقدر واماندهٔ عجزم که مانند هلال
سیر ابرو تا جبین در عرض ماهی میکنم
دوری مقصد به این نیرنگ هم میبوده است
کز خیال پر به خود هم اشتباهی میکنم