غزل شمارهٔ ۲۳۲۲
سطری اگر ز وضع جهان وانوشتهایم
گرداندهایم رنگ و چلیپا نوشتهایم
در مکتب طلب چقدر مشق لغزش است
کاین جادهها به صفحهٔ صحرا نوشتهایم
هر جا خطی ز نسخهٔ امکان دمیده است
عبرت غبار دیدهٔ بینا نوشتهایم
از زخم حسرتیکه لب جام میکشد
خون بر بیاض گردن مینا نوشتهایم