غزل شمارهٔ ۲۳۲۵
چون غنچه در خیال تو هرگاه رفتهایم
محمل به دوش بیخودی آه رفتهایم
پاس قدم به دشت جنون حق سعی ماست
عمری به دوش آبلهها راه رفتهایم
راه سفر اگر همه ابروست تا جبین
از ضعف چون هلال به یک ماه رفتهایم
از ساز منزل و سفر عاجزان مپرس
چون داغ آرمیده و چون آه رفتهایم