غزل شمارهٔ ۲۳۶۸

وقت‌ست کنم شور جنون عام و بگریم

چون ابر بر آیم به سر بام و بگریم

تا گرد ره هرزه دوی‌ها بنشیند

از آبله چشمی بکنم وام و بگریم

چون ابر به صد دشت و درم اشک فشانی‌ست

کو بخت که یکجا کنم آرام و بگریم

فرصت ز چراغ سحرم بال فشان رفت

از منتظرانم که شود شام و بگریم