غزل شمارهٔ ۲۳۷۱

پیمانهٔ غناکدهٔ بی‌مثالیم

پر نیست آنقدر که توان‌ کرد خالیم

شادم به‌کنج فقر کز ابنای روزگا‌ر

سیلی خور جواب نشد بی سوالیم

خاک ضعیف مرکز صد شعله رنگ و بوست

غافل مشو ز وحشت افسرده بالیم

آغوش مه پر است ز کیفیت هلال

بالیده‌ گیر نقص ز صاحب کمالیم