غزل شمارهٔ ۱۸۲۰

هی چه گریزی چندین یک نفس این جا بنشین

صبر تو کو ای صابر ای همه صبر و تمکین

ما دو سه کس نو مرده منتظر آن پرده

زنده شویم از تلقین بازرهیم از تکفین

هی به سلف نفخی کن پیشتر از یوم الدین

تا شنود چرخ فلک از حشر تو تحسین

هی به زبان ما گو رمز مگو پیدا گو

چند خوری خون به ستم ای همه خویت خونین