غزل شمارهٔ ۲۴۱۴

سر به زیر تیغ و پا بر خار باید تاختن

چون به عرض آمد برون تار باید تاختن

نغمهٔ تحقیق محو پردهٔ اخفا خوش است

یکقدم ره چون نفس صد بار باید تاختن

منت هستی قبول اختیارکس مباد

دوش‌ مزدوریم و زیر بار باید تاختن

چون بهارم کوشش بیجا ندارد انقطاع

رنگ امسال مرا تا پار باید تاختن