غزل شمارهٔ ۲۴۵۶

از خود سری مچینید ادبار تا به‌گردن

خلقی‌ست زین چنین سر بیزار تا به‌گردن

ای غافلان گر این است آثار سربلندی

فرقی نمی‌توان یافت از دار تا به گردن

تسلیم تیغ تقدیر زین بیشتر چه بالد

چون موست پیکر ما یک تار تا به‌گردن

زین سرکشی چه دارد طبع جنون سرشتت

آفات همچو سیل‌ست درکار تابه گردن