غزل شمارهٔ ۲۴۶۳

گر به این واماندگی مطلق عنان خواهم شدن

گام اول در رهت سنگ نشان خواهم شدن

جبههٔ من درکمین سجده‌ای فرسوده است

عالمی را قبله‌ام‌گر آستان خواهم شدن

اینقدر کز خود به فکر جستجویت رفته‌ام

گر نگردم بی‌نشان عنقا نشان خواهم شدن

خاکساری نیست آن تخمی‌که پا مالش‌کنند

با زمینی‌ گر بسازم آسمان خواهم شدن