غزل شمارهٔ ۲۴۶۹

دل را به باد دادیم آه از نظر گشودن

این خانه بال و پر داشت در رهن در گشودن

آیینهٔ فضولی زنگارش از صفا به

تا چند چشم حق بین بر خیر و شر گشودن

زین خلق بی‌مروت انصاف جستن ما

طومار شکوه در مرگ بر نیشتر گشودن

صبح دعاست فرصت ای غافل از اجابت

دارد گشود مژگان دست اثر گشودن