غزل شمارهٔ ۲۴۹۶

از خاک یک دو پایه فروتر نزول ‌کن

سرکوبی عروج دماغ فضول‌کن

تاب و تب غرور من و ما به سکته‌گیر

رقص خیال آبله پا بی‌اصول کن

نقصان گل اعادهٔ باغ کمان تست

آدم شو و تلاش ظلوم و جهول‌کن

خلقی فتاده درگو غفلت زکسب علم

چندی تو نیز سیر چراغان غول‌کن