غزل شمارهٔ ۲۵۰۱

ز پابوسش بهار عشرت جاوید سامان‌کن

چمن تا در برت غلتد حنایی را گریبان ‌کن

اثر پروردهٔ یاد نگاه اوست اجزایم

ز خاکم سرمه‌کش در دیده و عریان غزالان ‌کن

به‌ تمثال حباب از بحر تا کی منفعل باشی

دویی‌تا محو گردد خانهٔ آیینه ویران‌کن

درین گلشن‌ که بال افشانی رنگست بنیادش

توهم آشیانی در نوای عندلیبان کن