غزل شمارهٔ ۲۵۳۷

چنین کشتهٔ حسرت کیستم من

که چون ‌آتش ازسوختن زیستم من

نه شادم نه محزون نه خاکم نه ‌گردون

نه لفظم نه مضمون چه معنیستم من

نه خاک آستانم نه چرخ آشیانم

پری می‌فشانم کجاییستم من

اگر فانی‌ام چیست این شور هستی

وگر باقی‌ام از چه فانیستم من