غزل شمارهٔ ۲۵۶۹

تا به‌کی باشی قفس فرسودهٔ شان نگین

ای خوش آن نامی ‌که نقشش نیست بهتان نگین

گر نه‌ای‌محکوم حرص‌افسانهٔ اوهام چند

بگذر از جام جم و حرف سلیمان نگین

غیر مخموری چه دارد ساغر اقبال جاه

یکقلم خمیازه می‌بالد ز عنوان نگین

هوش اگر آیینه پردازد دلیل عبرت است

خودفروشیهای نام و قید زندان نگین